کلبه جوانان
موضوعات
۱۳۸٩/۱۱/٤, ٩:٤٩ ‎ب.ظ y10

در روز 22 بهمن 1357، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در این روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد.
نهضت اسلامی ایران در سال 1341 با اعتراض شدید حضرت امام خمینی و روحانیت پیشرو به لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و آنچه که محمدرضا شاه آن را انقلاب سفید شاه و ملت می‌خواند شروع شد. در این لایحه، قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف و به جای سوگند به قرآن، سوگند به کتاب آسمانی آورده شد و به زنان نیز حق رأی داده شد.


در روز 22 بهمن 1357، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در این روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد.
نهضت اسلامی ایران در سال 1341 با اعتراض شدید حضرت امام خمینی و روحانیت پیشرو به لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و آنچه که محمدرضا شاه آن را انقلاب سفید شاه و ملت می‌خواند شروع شد. در این لایحه، قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف و به جای سوگند به قرآن، سوگند به کتاب آسمانی آورده شد و به زنان نیز حق رأی داده شد.
پس از آن محمدرضا پهلوی، لوایح ششگانه‌ای را طرح و در یک رفراندوم نمایشی به تصویب رساند. امام خمینی و مراجع قم نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کردند.
در دوم فروردین 1342 مجلسی که به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) تشکیل شده بود با حمله مزدوران ساواک رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه قم به خاک و خون کشیده شد و عده‌ای از طلاب شهید و مجروح شدند. حادثه مدرسه فیضیه قم، روحانیت و مردم را مصمم‌تر نمود و حضرت امام در سخنرانی تاریخی خود در عاشورای همان سال به شاه و آمریکا و اسرائیل حمله شدیدی کردند. به دنبال این سخنرانی مهم و تاریخی، عوامل رژیم، حضرت امام را در شب 15 خرداد 1342 دستگیر و به تهران منتقل کردند. با اعلام این خبر در شهرهای مختلف، تظاهرات عظیمی بر پا شد و رژیم پهلوی دستور سرکوب این قیام را داد. در قیام تاریخی پانزده خرداد 1342 که نقطه عطفی در ابتدای نهضت اسلامی بود، هزاران نفر از مردم شهرهای مختلف به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.
حضرت امام در 18 فروردین 1343 آزاد شدند و از همان ابتدای آزادی به سخنرانی و مبارزه علیه رژیم ادامه دادند. ایشان که از ابتدای جوانی شعار قرآن " قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی " را سرلوحه کار خویش قرار داده و تنها راه اصلاح در جهان را قیام لله می‌دانستند، در تاریخ 4 آبان 1343 در واکنش به تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در ایران (کاپیتولاسیون) طی یک سخنرانی سرنوشت ساز در مسجد اعظم قم به افشاگری شدید اللحنی علیه رژیم پرداخته و کاپیتولاسیون را عامل بردگی ایرانیان و ناقص استقلال کشور و مایه ننگ رژیم پهلوی دانستند.
رژیم سفاک پهلوی که از روشنگری های رهبری نهضت به تنگ آمده بود چاره را در تبعید ایشان دانست و بدینگونه حضرت امام را در 13 آبان 1343 به ترکیه تبعید کردند. در 13 مهر 1344 امام، به همراه فرزندشان آیت‌الله سیدمصطفی خمینی به نجف منتقل شدند.
حضرت امام از بهمن ماه 1348، درس ولایت فقیه خود را که در حقیقت پایه‌های تئوریک حکومت اسلامی بود، آغاز کردند. سلسله مباحث ولایت فقیه به شکل کتابی مدون در ایران و کشورهای عربی انتشار یافت. همچنین حضرت امام به مناسبت های مختلف از جمله در جریان جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی، به روشنگری خود علیه رژیم پهلوی ادامه می‌دادند.
در سال‌های اولیه دهه 1350، درآمد حاصل از نفت بیکباره افزایش یافت و شاه که در غرور و نخوت، غرق شده بود، برنامه خود با عنوان رسیدن به تمدن بزرگ را اعلام کرد. همچنین او در تاریخ 11 اسفند 1353 حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب فراگیر اعلام کرد و خودکامگی و استبداد خویش را بیش از پیش نمایان ساخت.
از آغاز سال 1355 شمسی تاریخ رسمی کشور از حزب دموکرات به ریاست جمهوری آمریکا رسید و با اعلام سیاست حقوق بشر خود، محمدرضاشاه، ناگزیر برای جلب رضایت بیش از پیش او فضای باز سیاسی را اعلام کرد.
انقلاب اسلامی با شهادت مشکوک آیت‌الله سیدمصطفی خمینی در نجف اشرف توسط عوامل رژیم، وارد مرحله تازه‌ای شد و امواج خروشانی در بین مردم به پا کرد. امام خمینی این حادثه را از الطاف خفیه الهی دانستند.
روز 17 دی 1356، در روزنامه اطلاعات مقاله اهانت آمیزی تحت عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" با امضای مستعار "احمد رشیدی مطلق" و در حقیقت با دستور شاه و دربار علیه امام خمینی به چاپ رسید. مراجع، مردم و طلاب قم در اعتراض به این مقاله اهانت آمیز، قیامی تاریخی را در 19 دی 1356 به ثبت رساندند که این قیام توسط عوامل رژیم پهلوی به خاک و خون کشیده شد.
مراجع تقلید خواستار برگزاری مراسم چهلم شهدای قم، در سراسر کشور شدند و در اکثر نقاط ایران مراسمی برگزار شد؛ اما اینبار نوبت مردم رشید تبریز بود تا در 29 بهمن 1356 قیام آنها به خاک و خون کشیده و حماسه ای دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شود.
نوروز سال 1357 عزای عمومی اعلام شد و مردم، مراسم چهلم شهدای تبریز را در شهرهای مختلف برگزار کردند که قیام مردم یزد با سرکوب شدید رژیم پهلوی، برگ ننگین دیگری در تاریخ رژیم پهلوی ثبت نمود.
در 28 مرداد 1357 سینما رکس آبادان توسط عوامل ساواک به آتش کشیده شد و مردم بیگناه جان سپردند.
جمشید آموزگار که در سال 1356 به جای امیرعباس هویدا بر مصدر نخست وزیر تکیه زده بود با گسترش امواج انقلاب اسلامی مجبور به استعفا شد و جعفر شریف امامی، که با شعار دولت آشتی ملی سعی در فریب افکار عمومی داشت به نخست وزیری رسید. او تاریخ شاهنشاهی را لغو و قمارخانه‌ها را تعطیل و مطبوعات را آزاد و حزب رستاخیز را منحل کرد؛ اما هشیاری رهبری انقلاب و مردم مسلمان نقشه رژیم را نقش بر آب کرد.
روز 13 شهریور 1357 نماز عید فطر در قیطریه تهران به امامت آیت الله مفتح به نحو بی نظیری برگزار شد و با تظاهرات مردم در روز 16 شهریور، اعلام حکومت نظامی شد. روز جمعه 17 شهریور، مردم، بیخبر از حکومت نظامی به خیابان‌ها ریخته و ارتش شاه در میدان ژاله (شهدا) به روی مردم بی دفاع آتش گشود و خیابان‌های اطراف را غرق در خون مردم بیگناه نمود. هفده شهریور 1357 بدین شکل در تاریخ انقلاب به جمعه سیاه معروف گردید.
با آغاز سال تحصیلی، دانشجویان و دانش‌آموزان حضور مؤثرتری یافتند. امام در 13 مهر 1357 عازم فرانسه شدند و از آنجا سکان کشتی مردم را در امواج خروشان انقلاب اسلامی هدایت نمودند. دهکده نوفل لوشاتو در حوالی پاریس مبدل به کانون خبرساز جهان گردید و مردم و خبرنگاران از همه نقاط دنیا برای مصاحبه با حضرت امام به آنجا سرازیر شدند. در آبان ماه اعتصابات کارکنان شرکت نفت، مخابرات، بانک ملی، سازمان آب، رادیو و تلویزیون و ... بر دامنه مبارزات افزود.
در 13 آبان 1357 تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد. 14 آبان ارتشبد غلامرضا ازهاری مأمور تشکیل کابینه شد.
تظاهرات تاسوعا و عاشورا، عملا به صورت همه پرسی بر ضد رژیم شاهنشاهی درآمد و مردم در شعارهایشان خواستار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی شدند.
رژیم شاه آخرین نقسها را می‌کشید و آخرین تیر ترکش شاه و اربابان غربیش نخست وزیری شاپور بختیار از اعضای قدیمی جبهه ملی بود که با شعار سوسیال دموکراسی آمده و خود را مرغ توفان می‌دانست. تمهید دیگر شاه برای حفظ تخت و تاج خود تشکیل شورای سلطنت بود و در 26 دی 1357، محمدرضا شاه پهلوی ناچار به خروج از ایران شد.
امام که دولت بختیار را غیر قانونی اعلام کردند و شورای انقلاب را تشکیل داده بودند با فرار محمدرضا شاه از ایران، آماده عزیمت به میهن اسلامی شدند. بختیار فرودگاه ها را بست و پرواز امام یک هفته به تأخیر افتاد اما سرانجام روز 12 بهمن 1357 حضرت امام پس از 15 سال تبعید به ایران بازگشتند. ورود امام به میهن را میلیون ها نفر از تهران و سایر نقاط کشور استقبال کردند. امام خمینی پس از ورود به تهران، ضمن حضور بر مزار هزاران شهید انقلاب اسلامی، در سخنرانی خود در بهشت زهرا، دولت بختیار را غیرقانونی اعلام نموده و فرمودند که بزودی به پشتوانه رأی ملت و حق شرعی خود، دولت تعیین می‌کنند.
امام سپس در مدرسه علوی و رفاه مستقر شدند و در 16 بهمن، مهندس بازرگان را به نخست وزیر دولت موقت منصوب نمودند.
در رور 19 بهمن پرسنل نیروی هوایی ارتش به محضر امام رسیدند و با ایشان بیعت نمودند.
شب 21 بهمن، در نیروی هوایی تهران، درگیری مسلحانه بین عده‌ای از افراد این نیرو و گارد شاهنشاهی پیش آمد که با دخالت مردم، درب پادگان ها به روز مردم باز شد و سلاح هایی به دست مردم افتاد.
سران ارتش دست اندر کار کودتا شدند و در روز 21 بهمن از ساعت چهار بعدازظهر اعلام حکومت نظامی شد.
امام اعلام کردند که مردم به حکومت نظامی اعتنا نکنند. مردم در روز22 بهمن به مراکز دولتی، نظامی، انتظامی و رادیو و تلویزیون یورش برده و آنها را فتح کردند. با فرار بختیار از ایران و اعلام بیطرفی ارتش در روز 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامی ایران پس از سالها مجاهدت، ایثار، فداکاری و مقاومت در راه رضای الهی با رهبری بی نظیر حضرت امام خمینی و به همت مردم سرافراز ایران به پیروزی نهایی رسید.

قدرت سرکوب رژیم پهلوی و انقلاب اسلامی

انقلاب پدیده ای است سیاسی که همواره مورد توجه فلاسفه، تاریخدانان، دانشمندان علوم اجتماعی و علم سیاست بوده است و اندیشمندان بسیاری از زمان افلاطون، پرسش های بی شماری را درخصوص علت و نحوه وقوع انقلاب مطرح نموده و پاسخهای متفاوتی در این مورد ارائه داده اند؛ بعبارت دیگر، اجماعی در خصوص کم و کیف انقلاب وجود ندارد. با اینحال در برخی موارد، بسیاری از اندیشمندان درباره علل کوتاه مدت وقوع انقلاب،‌ نظرات مشابهی ارائه داده اند؛ یکی از این موارد، مربوط به قدرت سرکوب انقلابیون و توان بازدارندگی رژیم حاکم می باشد. بدین صورت که اگر رژیم حاکم، عزم کامل در سرکوب مخالفین داشته باشد، می تواند از وقوع انقلاب جلوگیری نماید. در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا با ارزیابی نحوه اعمال قدرت توسط رژیم شاه و دیالکتیک قدرت بین شاه و انقلابیون، قوت این نظریه را در خصوص انقلاب اسلامی ایران در بوته نقد بیازمائیم.

 

انقلاب پدیده ای است سیاسی که همواره مورد توجه فلاسفه، تاریخدانان، دانشمندان علوم اجتماعی و علم سیاست بوده است و اندیشمندان بسیاری از زمان افلاطون، پرسش های بی شماری را درخصوص علت و نحوه وقوع انقلاب مطرح نموده و پاسخهای متفاوتی در این مورد ارائه داده اند؛ بعبارت دیگر، اجماعی در خصوص کم و کیف انقلاب وجود ندارد. با اینحال در برخی موارد، بسیاری از اندیشمندان درباره علل کوتاه مدت وقوع انقلاب،‌ نظرات مشابهی ارائه داده اند؛ یکی از این موارد، مربوط به قدرت سرکوب انقلابیون و توان بازدارندگی رژیم حاکم می باشد. بدین صورت که اگر رژیم حاکم، عزم کامل در سرکوب مخالفین داشته باشد، می تواند از وقوع انقلاب جلوگیری نماید.
در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا با ارزیابی نحوه اعمال قدرت توسط رژیم شاه و دیالکتیک قدرت بین شاه و انقلابیون، قوت این نظریه را در خصوص انقلاب اسلامی ایران در بوته نقد بیازمائیم.
در خصوص نوع رژیم شاه، طی سالهای (57-1342) نظریات مختلفی ارائه گردیده است که درعمده ترین آنها، رژیم شاه با خصایلی همچون حامی پروری، وابستگی به غرب، دولت رانتیر و رژیم سلطانی 1 ( نئو پاتریمونیال ) معرفی شده است. با وجود اینکه ویژگی های این نظریات کاملا یکسان نیستند، لیکن فصول مشترکی با یکدیگر دارند که مربوط به نحوه اعمال قدرت توسط رژیم شاه می باشد. عمده ترین این ویژگی ها عبارتند از:
1ـ نحوه اعمال قدرت یک جانبه و اجبارآمیز
2ـ خودکامگی و تمرکز فوق العاده قدرت در دست شاه و بی قیدی وی نسبت به محدودیتهای سنتی.
3ـ تمرکز فوق العاده ثروت ناشی از عایدات رانت در دست شاه.
4ـ توزیع ثروت ناعادلانه بویژه در دست خویشاوندان و تحت الحمایگان رژیم.
5ـ فقدان پایگاه اجتماعی مشخص و حذف کلیه گروههای مدنی مؤثر از قدرت.
6ـ مبهم بودن تمایز بین دستگاههای اجرایی و رژیم.
7ـ مسدود بودن فضای سیاسی و در نتیجه عدم مشارکت واقعی مردم.
8ـ سرکوب شدید مخالفین توسط دستگاههای نظامی و اطلاعاتی
امنیتی.
9ـ وابستگی نیروهای نظامی و اطلاعاتی
امنیتی به شخص شاه و نظارت شدید بر این نیروها توسط وی.
در خصوص ابزارهای سه گانه قدرت 2 (سرکوب، تشویق و اقناع) نحوه عملکرد رژیم با توجه به ساخت یکجانبه قدرت به صورت زیر بود:
قدرت سرکوب
عمده ترین کاربرد این نوع از قدرت در قبال مخالفین، در بالاترین حد، مجازات جسمانی، زندان و اعدام و در کمترین حد، توبیخ و سرزنش، عدم آزادی بیان، عقیده و ... می باشد که به سه صورت اعمال می‌گردید.
اجبار ابزاری : که از طریق سرکوب فیزیکی و جسمانی مخالفان انجام می گیرد و مترادف با واژه “ زور ” می باشد . طی سالهای 57-1342 عوامل اجبار ابزاری اعم از دستگاههای نظامی همچون (ارتش، ژاندارمری، شهربانی، گارد شاهنشاهی) و دستگاههای اطلاعاتی
امنیتی (ساواک، اداره دوم، کمیته مشترک ضد خرابکاری، دفتر ویژه اطلاعات، سازمان بازرسی شاهنشاهی و شورای عالی هماهنگی درجه 1 و درجه 2) در بالاترین حد ممکن تقویت گردیدند.
این دستگاهها در ارتباط تنگاتنگی با دستگاههای اطلاعاتی
امنیتی و نظامی 3 آمریکا، انگلیس و اسراییل 4 قرار داشتند تا بدین گونه حتی مخالفین خارج از کشور رژیم را شناسایی و مجازات نمایند. این وجه از سرکوب، عمده ترین راه سرکوب مخالفین بود؛ بطوریکه طی این سالها نه تنها گروه های مبارز شناخته شده، بلکه بسیاری از سیاستمداران معروف و خانواده های مرفه و روشنفکران، تحت تعقیب قرار داشتند، شکنجه در زندانها بصورت امری عادی درآمده بود و بسیاری از زندانیان زیر شکنجه کشته می شدند.
اعمال سیاست های سرکوبگرانه رژیم، از یکسو موجب مسدود شدن فضای آزادی های سیاسی گردیده بود، بنحوی که بسیاری از افراد را مجبور به برگزیدن روش مبارزه با رژیم کرده بود و از سوی دیگر، رژیم شاه در پاسخ به این وضعیت، ابزارهای سرکوب خود را افزایش می داد. این نحوه سرکوب بدان حد بود که شاه به صراحت اعلام می کرد که شکنجه و زندان در ایران تنها راه مناسب برای اداره کشور است.
اجبار ساختاری: این نحوه از اجبار، از طریق وضع قوانین و مقررات علیه مخالفان رژیم اعمال می گردد. این نوع سرکوب، به وسیله تشکیل مجالس فرمایشی و اجرای مصوبات آن توسط کابینه مطیع امیال و هوس های رژیم به اجرا در می آمد.5
از جمله موارد اینگونه سرکوب می توان قوانین تشدید مجازات علیه مخالفین، ایجاد سپاه دانش و بهداشت با هدف شناسایی مخالفین و در نهایت ایجاد حزب واحد رستاخیز با هدف کانالیزه کردن مشارکت مردم در امور سیاسی، جهت مشروعیت بخشیدن به اقدامات رژیم بود. شاه، پیوستن به این حزب را اجباری اعلام نموده و می گفت کسی که وارد این حزب نشود ایرانی نیست، وطن ندارد و بر اساس اینکه فعالیت هایش غیرقانونی است می توان او را مجازات کرد. 6
اجبار ایدئولوژیک: هدف از این وجه از سرکوب، توجیه زورگویی رژیم بوده تا بدین وسیله، سرکوب مخالفین را مشروع جلوه داده و آنرا برای مردم قابل تحمل و پذیرفتنی سازد. در دستگاه سرکوب رژیم شاه، این وجه از اجبار به دو گونه انجام می گرفت:
1ـ تبلیغ علیه مبانی ایدئولوژی مخالفین و ایجاد سانسور شدید.
2ـ تبلیغات شدید بر روی مشروعیت سلطنت و ناسیونالیسم ارتجاعی با تکیه بر فرهنگ پیش از اسلام.
بارزترین مکان برای تبلیغ ایدئولوژی رژیم، نیروهای مسلح بودند. طرح شعارهایی همچون “ خدا،‌ شاه، میهن” در هر صبحگاه در پادگانهای نظامی و اطلاق عنوان “ خدایگان” به شاه از جمله تلاش هایی بود که در این جهت اعمال می شد. 7
برگزاری جشنهای 2500 ساله و تغییر مبدا تاریخ از هجری شمسی به تاریخ شاهنشاهی همه در راستای اینگونه اهداف رژیم بودند.
قدرت تشویقی
در قدرت تشویقی بعلت آنکه دارنده قدرت از طریق اعطای پاداش های مادی، دیگران را وادار به اطاعت از خود می کند، لذا برای اعمال این نوع قدرت، منابع مالی نسبتا هنگفتی مورد نیاز می باشد. با توجه به ضعف اقتصادی کشور طی این دوران، افزایش درآمدهای ناشی از صدور نفت و رانتی شدن دولت طی دهه 1340 و بویژه دهه 1350 موجب گردید تا رژیم شاه از دلارهای نفتی در جهت سرکوب مخالفین بصورت های زیر استفاده کند:
الف ـ افزایش سطح زندگی نیروهای نظامی و اطلاعاتی
امنیتی و تطمیع بیشتر هواداران رژیم (حامی پروری).
ب ـ افزایش توان و ظرفیت یارگیری و جذب مخالفین در دستگاه بوروکراسی.
ج ـ کسب وجهه مناسب بین المللی از طریق توسعه روابط خود با بلوک شرق، چین و شوروی و از بین بردن جاذبه این کشورها برای مخالفین مارکسیست.
بعبارت دیگر، شاه از این ابزار قدرت نیز در جهت سرکوب و خاموش کردن صدای مخالفین استفاده می کرد.
قدرت اقناعی
در این نوع قدرت، افکار عمومی نقشی تعیین کننده دارند. این قدرت با منابع سمبلیک و ذهنی بیشتر ارتباط دارد. در این نوع قدرت، دانش مذهبی، سلامت اخلاق و مشروعیت، شرط لازم جهت جلب اطاعت است و برخلاف اجبار ایدئولوژیک، این نوع قدرت، ریشه در اعتقادات و باورهای مردم دارد.
رژیم شاه با آگاهی از این موضوع که مذهب، یگانه عامل فرهنگی است که ایرانیان را در اقصی نقاط کشور به هم مرتبط ساخته است و مردم حتی به سنن غیرمذهبی حفظ شده از قبل، مانند عید نوروز، رنگ و جلوه مذهبی داده و آن مراسم را با خواندن ادعیه مذهبی در اماکن مذهبی برگزار می کنند 8 ، کوشش می نمود تا مشروعیتی مذهبی برای خود ایجاد کند 9 . لیکن عمده ترین مخالفین وی عمدتا مذهبی بودند بنحوی که حتی در گفتارهای مذهبی که از رادیو پخش می شد نیز از شاه سخنی به میان نمی آمد. 10
ناتوانی های شاه در کسب مشروعیت مذهبی، موجب گردید که وی سیاست سرکوب را در بالاترین حد، سرلوحه کار خود قرار دهد.
منابع قدرت
در پس ابزارهای سه گانه قدرت، سه منبع قدرت نیز وجود دارند که اعمال کنندگان قدرت را از یکدیگر متمایز می سازد. این سه منبع عبارتند از: شخصیت، مالکیت و سازمان. که هریک با ابزار معینی از قدرت، رابطه ای بسیار قوی و غیرانحصاری دارد: سازمان با قدرت اقناعی ملازم است، مالکیت با قدرت تشویقی و شخصیت با قدرت اجبار و سرکوب.
از لحاط منابع قدرت، شاه اختیار همه سیاست های کلی و جزیی نظام از صدر تا ذیل را در دست داشت و حتی با سفرا و دیپلماتهای ایرانی نیز ملاقاتهای مستقیم داشته 11 و دستور العملهای لازم را مستقیما به آنها اعلام می نمود و به عبارتی، رژیم، پادشاه و کشور معانی مترادفی داشتند.
در اختیار گرفتن تمام منابع قدرت رسمی توسط شخص شاه موجب گردید تا با از بین رفتن استقلال منابع قدرت سازمانی
(اعم از قوای سه گانه، بوروکراسی، ارتش و ...) علاوه بر تضعیف شدید قدرت اقناعی که بیش از هر چیز با سازمان در پیوند است، شاه از داشتن پایگاه قدرت و ارتش فعال محروم گردد.
شیوه حکومت پدرسالارانه شاه نیز که میل به سرکوب تمامی مخالفین و منتقدین سیاست های رژیم در داخل و خارج از کشور داشت، علاوه بر اینکه لبه تیز حملات مخالفین را متوجه وی می ساخت، موجب گردید تا در زمان بحران و با توجه به اینکه کلیت رژیم و منابع قدرت آن در شخص شاه، خلاصه و متجلی می گردید، مخالفین به چیزی جز سرنگونی رژیم، راضی نگردند.
دیالکتیک قدرت
هر گونه اعمال قدرتی، یک گونه واکنش در جهت مخالف آن ایجاد می کند این واکنشها به گونه های مختلفی صورت می گیرد که عمده ترین آنها عبارتند از:
1ـ واکنش متقارن: که بطور معمول، بیان کننده یک تقارن ذاتی و اساسی بین ابزار و منابع اعمال قدرت و مخالفت با‌ آن می باشد؛ بنحوی که مبارزه مسلحانه در برابر قدرت سرکوب، قدرت تشویقی در مقابل قدرت تشویقی، شخصیت در مقابل شخصیت و ... قد علم می کند.
2ـ واکنش نامتقارن: این نحوه از واکنش، ‌جزء موارد نادر مبارزه علیه قدرت سرکوب می باشد؛ چرا که، مبارزه علیه قدرت سرکوب،‌ از طریق ابزارهایی غیر از مبارزات مسلحانه و با ابزار قدرت اقناعی صورت می گیرد.
در دیالکتیک قدرت بین رژیم شاه و مخالفین نیز، این نحوه عملکردها را از سوی مخالفین می توان مشاهده کرد:
واکنش متقارن
سوابق مبارزات آزادیخواهانه در ایران، تشدید جو اختناق طی سالهای دهه 1340 به بعد و اوج گیری مبارزات چریکی و مسلحانه در جهان که منجر به انقلابات ضد استعماری همچون الجزایر، ویتنام، کوبا و ... گردیده بود منجر گردید تا با اوجگیری قدرت سرکوب رژیم شاه، گروه های جوان انقلابی، درس های انقلاب چریکی دیگران را الگوی مبارزه خود قرار دهند. این گروه ها را در یک چارچوب کلی می توان به دو دسته تقسیم نمود:
الف ـ گروههای اسلامی: همچون حزب ملل اسلامی، هیات های مؤتلفه اسلامی، ابوذر و منصورون و ... که هدفشان از مبارزه مسلحانه جنبه تاکتیکی داشت و زمینه سازی جهت ایجاد یک حکومت اسلامی و آگاه کردن مردم با الهام از قدرت اقناعی سازمان روحانیت و رهبری امام خمینی (‌ره) هدف درازمدت ایشان بود و نقش مهمی در انقلاب اسلامی ایفا نمودند.
ب ـ گروه های مارکسیستی و التقاطی همچون سازمان فداییان خلق و سازمان مجاهدین خلق و سایر سازمان های منشعب از ایشان که با مشی مارکسیستی به مبارزه با رژیم پرداختند و هدفشان از مبارزه مسلحانه هم جنبه تاکتیکی داشت و هم جنبه استراتژیک؛ لیکن، مبارزه ایشان به دلیل ضعف و قدرت اقناعی، تضاد بنیادین اعتقادی و ایدئولوژیک با جامعه، بی اعتمادی نسبت به توده مردم، بهبود روابط رژیم شاه با بلوک شرق و از بین رفتن جاذبه این کشورها 12، تبلیغات رژیم علیه آنها تحت عنوان مارکسیست های مسلمان، و نهایتا بیزاری روحانیت و امام خمینی از مرام ایشان، نهایتا با شکست مواجه گردید.
واکنش نامتقارن
در این نحوه از واکنش در مقابل قدرت سرکوب رژیم که توسط امام خمینی (ره ) انجام شد، ابزار قدرت مورد استفاده بصورت شایع و غالب، قدرت اقناعی برخاسته از فرهنگ اسلامی
شیعی بود. در این نحوه از مبارزه، شخصیت امام (ره) در مقابل شخصیت شاه قرار داشت که قدرت های سازمانی موجود را بنفع قدرت شخصی خویش از میان برده بود.
عمده ترین ویژگی های مبارزه امام خمینی عبارت بودند از:
الف ـ استفاده از ابزار قدرت اقناعی برخاسته از فرهنگ سیاسی تشیع. 13
ب ـ شخصیت امام (ره) بعنوان مرجع تقلید شیعیان. 14
ج ـ شخصیت امام (ره) بعنوان یک شخصیت فرهمند. این بعد از شخصیت امام (ره) حتی نظریه پردازان ساختارگرا را تحت تاثیر قرار داده است. 15
دـ به کارگیری سازمان روحانیت شیعه و تاثیر قدرت اقناعی ایشان در انتقال اندیشه های امام (ره) به مردم تا اقصی نقاط کشور. 16
هـ ـ احیاء اسلام سیاسی از طریق ارائه طرح حکومت اسلامی بعنوان بدیل سلطنت. 17
و ـ مبارزه منفی بعنوان مشی اصلی مبارزه: مشی اصلی مبارزه امام (ره) علیه رژیم شاه، مبارزه منفی، عدم همکاری و اطاعت نکردن از دستورات شاه و مقامات اجرایی بود و مبارزه مسلحانه را در آخرین مرحله تجویز می نمود. با فراگیر شدن مبارزه، حتی پایه ها و ارکان اصلی قدرت رژیم همچون بوروکراتها و نظامیان (که کاملا از قدرت تشویقی شاه بهره مند گردیده بودند) نیز به مبارزان پیوستند. این مشی مبارزه از دعوت روحانیون به اعتصابات ادواری و نرفتن آنها به منبر و مبارزات آنها در خطابه ها، انجام راهپیمایی های مسالمت آمیز جهت نمایش قدرت علیه رژیم شاه از طریق شرکت در مراسمات مذهبی همجون عید فطر، تاسوعا و عاشورا، اربعین و ...، اعتصاب کارکنان دولت (بویژه کارکنان شرکت نفت) و بازاریان گرفته تا فرار سربازان از پادگانها همراه با سلاحهای خویش و ایجاد جنگ روانی در ارتش و نیروهای نظامی و اقناع آنها در پیوستن به مبارزین، سرانجام منجر به فرار شاه و اعلام بیطرفی ارتش و شکست کامل قدرت سرکوب رژیم شاه و پیروزی انقلاب اسلامی گردید.

آخرین مطالب
» در آستانه 22 بهمن ماه، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ( ۱۳۸٩/۱۱/۱٠ )
» روزشمار 19 تا 22 بهمن 1357 ( ۱۳۸٩/۱۱/۱٠ )
» یوم الله 22 بهمن ( ۱۳۸٩/۱۱/۱٠ )
» خاطرات رهبری5 ( ۱۳۸٩/۱۱/۱٠ )
» خاطرات رهبری4 ( ۱۳۸٩/۱۱/۱٠ )
» خاطرات رهبری3 ( ۱۳۸٩/۱۱/۱٠ )
» خاطرات رهبری ( ۱۳۸٩/۱۱/٩ )
» خاطرات رهبری2 ( ۱۳۸٩/۱۱/٩ )
» زندگی زیبای رهبری ( ۱۳۸٩/۱۱/٩ )
» کربلا چیست؟ ( ۱۳۸٩/۱۱/٧ )
ADS
بایگانی
درباره ما

وبلاگی همه فن حریف
ایجاد کننده وبلاگ :
جشنواره وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید

تمامی حقوق متن ها، تصاویر سایت مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها در سایت ها و وبلاگ ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.
.CopyRight © 2010 - 2011 kolbejavanan Group , All Rights Reserved

Theme Design By ParsTools.Com